مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
چندی بود که دستم به قلم نرفته بود، دل مشغولی های فراوانی داشتم که مرحمی جز می نبود آن را، نمی دانم اسمش را اعتیاد بگذارم یا عاشقی ولی علاقه شدیدی به می پیدا کرده ام، امروز تصمیمی گرفتم و آمدم اینجا تا بنویسم که چه می خواهم بکنم.
حرف آخرم را اول می زنم: می خواهم گاو باشم. علف بخورم و ماما کنم. مدام در تویله ام باشم، علف بخرم و تن بپرورم، زیر پایم را کثیف کنم و در انبوهی از مگس و آلودگی زندگی بگذرانم تا جایی که بویم خودم را هم اذیت کند، آری تصمیمی که امروز گرفتم همین بود. می خواهم گاو باشم و تو ای دوست من، ای مادر من، ای پدرم و ای هر آن کس که مرا میشناسی، بگذار گاو باشم..! چرا که گاو موجود بی خیالی است. بگذار گاو باشم تا دیگر کسی ملامتم نکند.
بگذار گاو باشم تا اگر چوبم زدند صدایم در نیاید، بگذار گاو باشم تا اگر شیرم را بردند فقط بگویم مااااااا..! اجازه بده به من، هنوز حرف هایم تمام نشده، نگو خاک بر سرت ای گاو. گاو که باشم دیگر نه نگاه به کودکان خیابانی ناراحتم می کند و نه اعتیاد دوستان و مردمی که با آن ها سر و کار دارم.
وقتی گاوی باشم به معنای واقعی دیگر نیاز ندارم تا اخبار تلخ روز را بشنوم، دیگر نیازی نیست بسته شدن روزنامه ها ناراحتم کند، دیگر نیازی نیست نگران دستگیر شدن جوانان در طرح هایی همچون امنیت اخلاقی و ضد اخلاقی باشم، دیگر حتی صدای کودکان گرسنه طاقتم را تاب نمی کند.
اگر بگذارید گاو باشم دیگر نگران چاپ نشدن رمانم و رمانهایی چون اپرای مرداب خوار و ... نخواهم بود، دیگر از دیدن عکس ندا و سهراب و اشکان و صانع و محمد و ... احساس شرم نخواهم کرد، دیگر نگران وضعیت کوهیار گودرزی نخواهم بود، دیگر اندوه مرگ سحابی ها و سهرابی ها را نخواهم خورد، دیگر فکرم مشغول خودکشی هایی که روحم را از ادامه دادن باز می دارد نمی شود، و شاید هم گاو موجودی باشد که هیچ چیز را نداند جز حیوان بودن خویش را، بگذار من هم سر به لاک خویش فرو برم و گاو باشم، گاو باشم و زندگی خودم را بکنم، گاو باشم و روزی سه نوبت صبح و ظهر و شب ما ما کنم و نه من شیر بدهم و با یک لگد به زیر آن ظرف شیر همه اش را نابود کنم. بگذار گاو باشم تا شاید در مکانی مقدس شوم و پرستیده شوم و مردم مملکتی مرا قدیس بدانندو برایم سجده کنند و دیگر برایشان فرقی نکند که ماهیت من چیست، بگذار گاو باشم و برای رهایی از غمم نیاز به هیچ می نابی نداشته باشم. اگر گاو باشم میشوم آنچیزی که همه می خواهند باشم. پس بگذار گاو باشم.ولی مشکل دیگری هم هست.میترسم از گاو بودن چرا که تنها یک صحنه از گاوی در ذهنم نقش بسته که میترسم گاو باشم. بله من گاوی دیدم که بالای سر یک گاو زخمی با سوز وافری ممممماااااااااا ممممماااااااااا میکرد...! دلم به حال این هم سوخت.